گل يخ

......................از تو به يک اشاره از من به سر دويدن.....................


از پنجـــره بيرونُ نگـــــاه ميكــــنم.



آنتنـــي رو ميبيـــنم كــــه روي يه پا وايســـاده ٬



با كــوچيكــترين وزش باد تكــون ميخــــوره ٬



اِنگـــار از وقــتي گذاشـــتنش اينجا ٬



جــــز درجــا زدن و



شـايد يه حركـت كـوچيك كـه اونم به كمك باد بـوده ٬ هيـچ تغئيــري نكـرده!!!

.

.

.

* لـج نكــنيم...مغـرور نباشـيم...منتظـر باد براي تكـون خوردن نباشــيم...




   + احسان ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱۱
comment نظرات ()