گل يخ

به نام حضرت عشق

miram...tanha miram oonvare donya...miram peyda konam royaye roya...miram oonjayi ke razi nadare...miram ta beshkanam sado dobare... ...miram man ba hame ghorooro masti...miram ke montazer hanooz neshasti... ... miram ta pak konam ashkaye goone...miram ta khabe to ta ashiyoone... ...miram ta jam konam setare haro... miram ta por konam piyale haro... miram peyda konam nedaye masti... ...miram ta por besham az eshgho hasti... ..miram tanha miram ba hame ghorooro mastiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii....


خدايی ممکن نيست بتونين حدس بزنيد که اين شعر رو کی ميخوند ... اينو شبا ميخندو گيتار ميزد تا من خوابم ببره...
اينو همون فرشتهء من ميخوند...همونی که من بهش ميگفتم گل بهشتی...همون که اميد زندگيم بود...همون که با تمام وجودم دوستش داشتم...همون که الان ديگه پيش ما نيست...همون که الان پيش خداست...همون خدايی که با گرفتن اين گل از من دلم رو بد جور شکست...الهی به حقّ پهلوی شکستهء حضرت فاطمه زهرا هيشکی دچار درد من نشه...
ميخای بگم دردم چيه...دردم اينه که عشقم معصومانه رفته...امّا من هنوز زندم...ای خدا توبه به خاطر همهء غلط هايی که کردم...منم بگير که بد جور دل تنگشم...خدا من رو بکش...خلاصم کن...

   + احسان ; ۱:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۸
comment نظرات ()