گل يخ

پرنده ای کنج قفس

به نام خدا

اوّل : سلام....سلامی به گرمی دست های پر از محبت مادر.

اميدوارم که حال همهء دوستای  گلم خوب باشه...خوب منم خوبم.

دوم: دوم هم اين که من آآآآآآآآآآآآآآآآا اآآآ مدم ....

سوم: بعد از ۷۵ روز دورهء آموزشی برگشتم به تهران...بايد بگم که چون مدرک دیپلم دارم درجهء ( لا---) بهم دادن...بايد ۲ سال کچل باشم...

خوب شايد بعضی ها دوست دارن بدونن من  در حال حاضر کجا خدمت ميکنم؟ اونجا چه کار ميکنم؟ و و و

خوب من واقعاْ شرمندم ...آخه همش اطلاعاتی هست و نميتونم بگم...

ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///

التماس نکن  نميگم

اصلا و ابدا

 انقدر اسرار نکن ...

خودتم بکشی بهت نميگم که من ۱ روز در ميون ميرم پادگان...اونجا  در قسمت حفاظت هستم

البته يه توضيح مختصری که بايد بدم اينه که اين حفاظت با اون حفاظت از زمين تا زير زمين فرق داره.

آخه منه بد بخت چه کاره بودم که بايد  روز هايی که داخل پادگانم ۸ ساعت  تو سرماـ يه لنگه پا ـ از در و ديوارو ماشين ها نگه بانی بدم.

موقع نگهبانی هم هيچ کاری نمی تونم انجام بدم.

بچه ها خدا وکيلی اين ستم نيستش که من با مدرک پيش تو سرما پست بدم اونوقت يکی ديگه  با مدرک ۵ ابتدايی کار دفتری انجام بده .

بچه  دعا کنيد که يه کار درست حسابی بدن بهم... وگرنه  ميترسم يه روز تيتر روز نامه ها اين بشهاعتساب سربازان به علت يخ زدن سرباز وظيفه شناس هنگام نگهبانی

خدا بيامرزتش چه بچهء خوبی بود .

اگه کسی آشنا داره....پدرش سرهنگ سپاه هست ( سردار هم قبوله)

بگه برای ما کمی پارتی بازی انجام بدن  تا حدّ اقل يه برگه مو داشته باشم تا بتونم موهام رو بلند کنم

در کل ممنونم که به اينجا سر زدی

نظری انتقدی هم داشتی بگو استقبال ميشه

قبل از خدا حافظی از شما ميخوام که بعد از نمازت با اون دل پاکت برای همهء پسر و دختر های جوان دعا کنی...

و ان شا الله که  هيچ جوونی  دچار بيماری جسمی و ... نشه .

اميدوارم که هميشه شاد و قبراق و سر افراز باشيد.

آخ آخ فردا روز اموات هست کم ترين کاری که ميشه کرد اينه که براشون فاتحه بفرستيم...بد نيست اونايی که عزيزی از دست دادن فقط چند دقيقه به اونا فکر کنن و از  مرگشون عبرت بگيرن.

يا علی

   + احسان ; ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱۸
comment نظرات ()

********بازگشت غرور آفرين من*****

سلام من آمدم.....
بعد از ۷۵ روز برگشتم به شهر خودم...از ميون يه سری افراد که خيلی از بچه های تهران نفرت داشتن....

   + احسان ; ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱۱
comment نظرات ()